خرید بک لینک
دارم کتاب "یادداشت هایی بر یک سیاره ی مضطرب" مت هیگ رو میخونم... نه که میخونم میخونم...مثلا وقت میکنم روزی ربع صفحه ازش رو نگاه کنم! از سرعت زندگی میگه...از اینکه به هیچی نمیرسیم...از اینکه صد سال پیش هیچکس فکر نمیکرد یه روزی پیشرفت تکنولوژی نه روز به روز بلکه لحظه به لحظه بشه...ولی شده! و صادقانه..

برچسب: نویسنده: آرشان قاسمی‌پور تاريخ: يکشنبه 4 ارديبهشت 1401 ساعت: 1:50

دارم میگردم بین پست هام... میرسم به یه پست رمز دار... و رمزشو یادم نمیاد:)))) هر چی تو چنته داشتم رو امتحان کردم...هیچ کدوم نبود! دوست دارم از خود گذشتم، همونی که رمز اینارو وارد کرده، بپرسم ببینم خدایی چی تو ذهنش بوده؟ پی اس: حالا همچین چیزی هم پشت رمز ها قایم نکردم...شعر ها و دست نوشته هام ان عم

برچسب: نویسنده: آرشان قاسمی‌پور تاريخ: يکشنبه 4 ارديبهشت 1401 ساعت: 1:50

خب... بذارین از اول اولش شروع کنم. تصور کنین یه بچه ی دو ساله با کله ی کچل(چرا؟ چون یکی از اقوام گفته بود باعث تقویت ریشه ی مو میشه) داره توی باغچه بازی میکنه. با حلزون ها و پروانه ها... بغل درخت های شاه توت و نارنج... و گلهای آفتاب گردونی که چهار برابر خودش قد دارن! این بچه عاشق باغچه میشه. ی

برچسب: نویسنده: آرشان قاسمی‌پور تاريخ: يکشنبه 4 ارديبهشت 1401 ساعت: 1:50

صفحه بندی